تبليغاتX
بلوف
بلوف
اول منصف باشیم

اول منصف باشیم

داد نزن! فحش نده! صبر کن، بیا چند لحظه با هم فکر کنیم و قبل از این که خودمان شاکی و دادستان و قاضی و مجری حکم باشیم ببینیم قصه از چه قرار است. البته قطعاً مثل همیشه حق با ماست! شاید، شاید چیزهایی دیگری نیز باشد که ما از آن بی خبر باشیم. بهتر نیست قبل از هر تصمیمی حرف های دیگران را هم بشنویم و بعد قضاوت کنیم؟

اما اینروزها همه ی وبلاگها پر شده از اینکه:

1-   سردار قالیباف چقدر در 18 تیر جنایت کرد! یا به قول سیدابراهیم نبوی «با باتوم دانشجویان را نشاط می فرمود.»

- تا آن جا که یادم هست فرمانده نیروی انتظامی آن وقت سردار لطفیان بود و قالیباف آن وقت اصلاً در نیروی انتظامی نبود.

2-   بر فرض که در نیروی انتظامی نبود، امّا قطعاً او که از نویسندگان و امضا کنندگان نامه تهدیدآمیز فرماندهان سپاه به خاتمی بوده است.

- من قضاوت نمی کنم ولی این نامه که دو – سه روز بعد از 18 تیرو زمانی نوشته شده که در آن اراذل و اوباش شلوغی ها به اسم دانشجویان بانک ها و مغازه ها را تخریب می کردند. یادم هست، علی افشاری، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم آن وقت از این رفتارها برائت جست و گفت که آنها دانشجو نیستند. فرماندهان سپاه طبق قانون موظف بودند با تخریب کنندگان اموال عمومی برخورد کنند و امنیت شهر را تأمین کنند. لذا به خاتمی نوشتند اگر شما نمی توانید امنیت شهر را تأمین کنید ما وارد عمل می شویم. البته طبق قانون شورای عالی امنیت ملی آنها موظف به مقابله با هرج و مرج و تأمین شهر بودند با اینحال نامه نوشتند و از خاتمی کسب تکلیف کردند.

(متن نامه اینجاست و خودتان بعد از خواندن نامه در مورد قضاوت سایت آفتاب که متعلق به حضرت آقای رفسنجانی است قضاوت کنید.)

3-   بالاخره بعد از ماجرای 18 تیر قالیباف فرمانده نیروی انتظامی شد. ما از او انتظار داشتیم با مسببین حادثه که برخی پرسنل نیروی انتظامی بودند برخورد کند. چرا این کار را نکرد.

- راست می گویید. در ماجرای 18 تیر لباس شخصی ها با حمایت نیروی انتظامی خصوصاً سردار نظری و سردار نقدی به دانشجویان حمله ور شدند. تا آن جا که من می دانم قالیباف پس از رسیدن به فرماندهی نیروی انتظامی آنها را کنار گذاشت و سردار طلایی فرمانده نیروی انتظامی شد، که من تا به حال نشنیده ام دانشجو بودن را جرم تلقی کند و یا اعتراضات دانشجویی را سرکوب کند و کسی از دانشجویان در هیچ حادثه ای تا کنون از او بد رفتاری ندیده.

البته مجازات عاملین حمله به کوی دانشگاه بر عهده قوه قضاییه است و هیچ ارتباطی با فرمانده نیروی انتظامی ندارد.

4-   بر فرض قالیباف در 18 تیر فرمانده نبوده و مسؤولیتی متوجه او نباشد، ما که دیده ایم بعد از آن به خصوص در حادثه 27 خرداد سال 82 چه کرد؟

- راستی جالب است در بیست و هفت خرداد که جمع کوچکی از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به پذیرش دانشجوی پولی اعتراض کردند، سپس ماهواره ها شورش خیابانی را تبلیغ کردند. جالب است ناآرامی چنان خارج از کنترل و گسترده به نظر می رسید که معین وزیر علوم وقت، یونسی و لاری به قالیباف حکم تیر دادند. یعنی نیروی انتظامی می توانست به هر کس خواست شلیک کند.

*لابد قالیباف هم از این فرصت استفاده کرد!؟

- ولی در واقع بدون شلیک یک گلوله به طرف کسی او توانست شهری را آرام کند که همه انتظار داشتند با توجه به تبلیغات و فضا سازی های صورت گرفته این باردرآن اتفاقات تلخ 18 تیر 78 به مراتب بدتر خودنمایی کند. مطمئن باشید اگر فقط یک نفربا گلوله زخمی شده بود، امروز ماجرای پیراهن عثمان شده بود.

5-   بر فرض حرف شما درست باشد مطمئناً در ماجرای خوابگاه طرشت وی مسؤول بود همان طور که مجلس اصلاحات هم او را برای ادای توضیح فراخواند.

- حق با شماست تأمین امنیت خوابگاه ها و دانشجویان و سایر مردم با نیروی انتظامی است. نیروی انتظامی هم اعلام کرده بود هر کس در خوابگاه ها باشد در امان است و با او کار نداریم. ولی لباس شخصی ها به سرکردگی سعید عسگر به خوابگاه حمله کردند و پس از ضرب و شتم نیروی انتظامی وارد خوابگاه شدند. قالیباف هم پس از آن شکایتی علیه آنها مطرح کرد و به دادگاه رفت، ولی قوه قضاییه برخورد لازم را نکرد و آنها مجازات نشدند.

جالب است که نمایندگان مجلس اصلاحات پس از شنیدن توضیحات قالیباف قانع شدند و هیچ ادعایی علیه او طرح نکردند، زیرا آن روز نمی خواست رییس جمهور شود و حرف هایش هم قانع کننده بود.( و یخورده جالب تر هم بود که حالا جایش نیست)

جالب تر این است که نیروی انتظامی در این ماجرا 2500 نفر را دستگیر کرده، هر کدام را که دانشجو بودند بعد از دو- سه روز و بقیه را بعد از 18 تیر آزاد کرد. البته نهادهای دیگری هم در دستگیری همکاری داشتند که نیروی انتظامی پاسخ گو نیست.

6-   شاید قالیباف در اداره تجمعات دانشجویی و برقراری امنیت در شهر توانمند بوده، امّا نمی توان برخورد او با وبلاگ نویسان را نادیده گرفت. قطعاً او آزادی ما را محدود خواهد کرد.

- گویا این بار باید پذیرفت که نیروی انتظامی به فرماندهی سردار قالیباف در ماجرا دخیل بوده است، البته نه در همه بخش های آن. مثلاً بازجویی ها توسط اطلاعات سپاه انجام شده و طبعاً هر تخلفی صورت گرفته، نیروی انتظامی پاسخ گو نیست. صدور حکم وبلاگ نویسان توسط قوه قضاییه صورت گرفته. امّا بازداشت ها توسط اطلاعات نیروی انتظامی انجام شده است.

اطلاعات نیروی انتظامی یا در واقع حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بخشی ازساختارامنیتی حکومت است که روابط نهادی بسیار پیچیده ای دارد و عملاً بخش نظارتی برای نظارت بر عملکرد ریاست نیروی انتظامی است. لذا از محدوده نظارت و تبعیت از دستورات فرماندهی نیروی انتظامی تا حد بسیار زیادی مستثنی است و قرار نیست که او بیاید و روابط نهادهای امنیتی کشور را در توضیح و دفاع از عملکرد خود در برابر رسانه ها بازگو کند. با این وجود سردار قالیباف با متخلفینی که در ماشین بازداشت شدگان گاز اشک آور زدند، برخورد کردند.

7-   در مورد ماجرای دستگیری روزنامه نگارانی که گفته شده در یک شب سیزده هزار فیلم مستهجن  از آنها گرفته شده چه؟ آیا این حرف خنده دار نیست؟

- این موضوع به دستگیری آقای کامبیز کاهه و چند تن دیگر مربوط می شود و گرچه این دستگیری توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی انجام شده- و همان مسائلی که قبلا گفته شد- امّا اصل ماجرا چیز دیگری است. قطعاً سیزده هزار فیلم را نمی توان در یک شب دید ولی چهار هزار CD پورنوگرافیک دارای عکس هایی بوده که نیازی به دیدن فیلم برای فهم محتوای آن نبوده.

برخی دیگر از فیلم ها DVD هایی بوده که نسخه اورژینال فیلم های آمریکایی بود و در تعداد ده تا بیست تا تکثیر شده و بسته بندی شده بوده است و قرار بوده توزیع شود، دسته دیگر هم ترانه ها و فیلم ها و ترانه های لس آنجلسی و فیلمهای قبل از انقلاب بوده که قرار بوده توزیع شود. جالب است که تمام فیلم ها دارای جلد یا برچسب بوده و تکثیر خانگی نبوده.

8-   از محدود کردن آزادی ها که بگذریم قالیباف در ستاد مبارزه با قاچاق هم چندان موفق نبود. همچنان ما می بینیم که سیل قاچاق کالا به داخل کشور جریان دارد و اقدامی جدی در راستای برخورد با قاچاق صورت نگرفته.

 - شاید خنده دار باشد، اگر بگوییم قبل از این که قالیباف مسؤولیت ستاد مبارزه با قاچاق را بپذیرد، 92 پرونده قاچاق کالا در قوه قضاییه تشکیل شده، که تنها دو مورد منجر به صدور حکم شد.

مثلاً یک بارنیروی انتظامی یک محموله بنز قاچاق را که تحت عنوان آهن قراضه وارد شده بود، شناسایی کرد و قاچاقچی مربوط در دادگاه تبرئه شد. چرا که گفتند او اطلاع نداشته حمل بنز به عنوان آهن قراضه جرم است. در طی یک سالی که قالیباف مسؤولیت این ستاد را برعهده داشته طبق آمارها قاچاق کالا حدود 400 درصد کاهش پیدا کرده. یعنی به یک چهارم تقلیل یافت.

9-   امّا برخی می گویند قالیباف محموله های قاچاق را مصادره می کرد و خود در بازار می فروخت؟

- راستش را بخواهید در صورت وقوع این امر باید همچنان شاهد ورود بی رویه اجناس خارجی در بازار می بودیم، نه کاهش 400 درصدی آن.یعنی باید در دنیای واقع تغییری مشاهده نمی شد.در ضمن اگه اینجوری بود همین آقایان تا الآن چوب در آستین او کرده بودند.

10-     شایعه شده که قالیباف تحت فشار کله گنده ها و آقازاده ها جا زد و در امر مبارزه با قاچاق کنار کشید؟

- هر چند این فشارها واقعیت دارد و توسط وزارت (...)، وزارت بازرگانی، وزارت دفاع، وزارت صنایع و برخی دیگر از سازمان ها و آقازاده ها و افراد ذی نفوذ، فشار زیادی به او وارد شد  امّا افشای چندین مورد قاچاق در سیما نظیر ماجرای فرودگاه پیام و بنزهای وزارت دفاع گویای جدیت وی در مقابله با قاچاق است. مثلاً آقای کرباسیان رییس اداره گمرک خواستار این شده بود با پرداخت جریمه ی مربوطه ؛عنوان قاچاق از روی تخلفات این اداره برداشته شود. ولی آقای قالیباف با صراحت گفته بود آیا در این مملکت نمی شود، حتی در مورد یک مسأله ساده  قانون را اجرا کرد ؟ و با متخلفین برخورد کرد.

متأسفانه در این مملکت گنده تر از عباس کوتول ها فراوانند که بر امواج حماقت مردم کشتی قدرت و ثروت خود را می رانند و از قالیباف متنفرند چون مقابلشان می ایستد.

مطمئن باشید اگر قالیباف یک مورد تبانی یا فساد اقتصادی داشت دوستان اصلاح طلب یا برادران انصار, آن را بر هر کوی و برزنی جار می زدند.

اگر دلایل ما را درست می دانید، فکر نمی کنید ما دوباره داریم امیرکبیر را رگ می زنیم. آخر تا به کی نخبه کشی را در این جامعه باید دید و تحمل کرد.آیا نیروی انتظامی زمان قالیباف با قبل آن یکی بود؟ آیا این همه تغییر بدون تغییر در بودجه ی نیرو به چیزی غیر از مدیریت ایشان مربوط بوده؟ آیا نیروی انتظامی در واقع چماق و قدرت کنترلی حکومت برای اداره ی جامعه نیست؟با اینحال آیا چهره ی قالیباف برای من و تو و دیگران در این چهار سال برابر با خشونت بوده؟ یا (قبل از درگیریهای انتخاباتی) به عنوان مدیر نمونه ی دولت خاتمی و همینطور مدیر برگزیده در بکارگیری فناوری اطلاعات در سال 83 از سوی دولت اصلاحات معرفی شده؟...آیا فراموش کرده ایم که قالیباف بجای حرف و وعده ی صد تا یکغاز کار کرد؟ آیا تنها کسی که در این مملکت در اول هر سال برنامه های خود را برای سال جدید با عدد و رقم در مقابل همه ی دوربین ها اعلام می کرد و در پایان هرسال به پاسخگویی در برابر عملکرد سال گذشته ی خود میپرداخت...و هرجا کم و کاستی در کار یا برآوردها داشت با پذیرش مسئولیت آن به بیان علل آن اقدام  و متواضعانه از مردم عذر خواهی می کرد قالیباف نبود؟

آیا نیروی انتظامی قبل از قالیباف عقب مانده ترین , بی نظم ترین و فاسدترین سازمان در این کشور نبود؟آیا نیروی انتظامی در زمان آقای قالیباف به عنوان بهترین نهاد در روابط عمومی نشد؟ ایا این قالیباف نبود که بساط لباس شخصیها را از زندگی من و تو جمع کرد؟ آیا این قالیباف نبود که با عملکرد علمی ،غیر سیاسی و غیرجناحی خود - تا قبل از این دعواهای کودکانه ی انتخاباتی - به عنوان کم مخالف ترین چهره ی حکومتی در آمار وزارت اطلاعات شناخته شده بود؟ آیا قالیباف نبود که.....

حیف و صد حیف که ما ملت قدر نشناس و مرده پرست تا هنگامیکه  کسانی که برای ما و کشورشان صادقانه و بی منت کار میکنند زنده اند و دست یاری و حمایت بسوی ما دراز میکنند به ابلهانه ترین بهانه ها آنها را از خود طرد می کنیم و می رانیم ؛نامه ی 24 فرمانده در 18 تیر به خاتمی, پرونده ی وبلاگنویسها و؟...آیا اینها - بر فرض صحت - برای فرمانده ی خشن ترین ساختار حاکمیت از نظر شرح وظایف عیوب قابل اعتنایی هستند؟ فراموش نکنیم که قالیباف هم یک انسان با نقاط قوت ضعف خاص خود بوده و هست؛ اما بیاییم وصادقانه  عملکرد اورا با دیگران مقایسه کنیم و از مسیر انصاف دور نشویم وبدانیم این سرنوشت من و توست..و آینده نیزدر دستان من و توست,  اما افسوس روبهان و گربه صفتان بی خاصیت وامثال آقاخان نوریها و میرزای آقاسیها در بین ما عزیزند و امیر کبیرها جایی بهتر ازحمام فین نصیبشان نمی شود ...

                                                                                   میخائیل بل اف

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 22:14  توسط میخائیل بل اف  |