|
|
پيدا كنيد پرتقال فروش را |
|
|
آقاي محترمي گفتهاند كه تشكيل يك دولت به پنج هزار نيروي درجه يك و دو نياز دارد. ظاهر سخن ايشان اين است كه تمام اين نيرو در دولت فعلي مشغول مديريت است و اينطور ميشود فهميد كه از نظر ايشان در بين بقيه ملت 70 ميليوني نميشود 5000 نفر آدم حسابي ديگر پيدا كرد. اين آقاي محترم سپس گفتهاند: "اگر كشور براساس روشهاي علمي اداره ميشد هيچگاه به جائي نميرسيديم كه جايگاه مجلس كشور تا حد تعيين قيمت پرتغال تنزل پيد اكند. البته نگفتهاند كه چه كساني بايدكشور را با روش علمي اداره ميكردند؟ همين 5000 نفر كه تا حالا اداره كردهاند يااجنه؟ ايشان اضافه كردهاند : مردم به اصل انتخابات و معنا و مفهومش در جمهوري اسلامي به ويژه پس از انتخاب مجلس هفتم بياعتماد شدهاند. اما نگفتهاند كه اگر به اصل انتخابات بياعتماد شدهاند تقصير كساني است كه در آينده ميخواهند بيايند يا آنها كه در اين 20 سال سركاربودهاند؟ از فرمايشات ايشان است : انتخابات اهميت گذشته خود را براي مردم از دست داده است و طبيعي است در چنين فضائي ديگر براي مردم مهم نيست چه كسي رئيس جمهور ميشود. ايشان نگفتهاند كه اين به معني پيشرفت فكري مردم است يا پس رفت؟ اينكه مردم مشكلات را در حسن و حسين نميبينند و آرزو دارند برنامه كاري مناسب واراده جدي براي حل مشكل كشور پيدا شود... چيز خوبي است يا بد؟ از همه مهمتر اينكه ايشان نگفتهاند كه اولاً آيا درايام عيد و بعدش پرتغال خريدهاند يا نه؟ البته ما بعيد ميدانيم كه ايشان پرتغال خريده باشند . چون كه از قرار معلوم اين آقا و بقيه آقايان 5000 نفري همگي پرتغال فروشند و نياز ندارند كه آن را از ديگري بخرند. از اول انقلاب تا امروز قدرت خريد معلمها ، پاسبانها، كارمندان معمولي، كارگران ، پرستاران ودرآمد جگركيها و شانسي فروشيهاي سر خيابان كه درموقع راي دادن آدم حساب ميشوند تقريباً 6 برابر كمتر از سال 56 شده است . اگر آمارهاي دولتي حرف ديگري ميزنند ، بيخيال . اين آمارها به درد همين 5000 نفر پرتغال فروش ميخورد كه تقريباً نصف آنها با معيارهاي امروزي مملكت ثروتمند و تقريباً 90% آنها در اعيانترين قسمتهاي شهرها زندگي ميكنند. چرا در اين20 سال معلمها قدرت خريد مسكن را از دست دادهاند؟ پرستارها هم ؟ جگركيها هم؟ كارمندها و سيرابي فروشها هم ؟ چرا در اين 26 سال همه 5000 نفر پرتغال فروش صاحب آپارتمانهاي بزرگ وويلا شدهاند؟ استغفر الله ، اشتباه كردم . حدوديك بيستم آنها هنوز خانههاي معمولي دارند. چرا به غیر از اين پرتغال فروش هيچكس دیگر نميتواند توضيح دهد كه به چه دليلي فقط در كشور ما قيمت مسكن نسبت به قدرت خريد مردم در 26 سال پيش 8-7 برابر بيشتر شده است؟ قيمت يك متر آپارتمان در شهرهاي بزرگ كشور مساوي با حقوق يك هفته هر يك از اين 5000 نفر آقايان پرتغال فروش است اما قيمت يك متر همين آپارتمان معادل 6 ماه حقوق كارمندها است؟!! چرا در كشورهاي پيشرفته خريد مسكن آرزوي مردم عادي نيست؟ اما اينجا خريد آپارتمان براي پزشكها و مهندسها همه يك آرزو است ؟ امروز مردم ميدانند كه براي سياسيون حرفهاي، فريبكاري قدرت بيشتر از اسلحه دارد موثرتر از آن است . اين 5000 نفر پرتغال فروش مورد نظر و آقاي محترمي كه از حال و روز خريداران پرتغال خبر ندارد، در اين20 سال كجا بودند؟ بيش از 500 ميليارد دلار درآمدهاي نفتي ما را چه بلايي سرش آورند كه حالا ديگر مردم ازجان خودشان سير شدهاند و حاضر نيستند در انتخابات شركت كنند. آقاي عزيز چرا مردم را تهديد ميكنيد كه اگر به فلان وفلان راي ندهيد اصلاحات متوقف مي شود ؟يعني مديران اين دولت مي خواهند كاري بكنند تا در دولت بعدي هم حضور داشته باشند و قيمت پرتغال را ارزان كنند ؟ اما پاسبان ها و معلم ها و پرستاران و جگركي ها و سيرابي فروش ها دارند در كار آنها مانع تراشي مي كنند ؟ تا حالا وقت اصلاح كردن اوضاع مردم را نداشتيد ؟ ما هم با شما موافقيم ، بايد مردم را تهديد كرد . فريب دادن در زماني مفيد است كه انسان برسر قدرت باشد . وقتي مسابقه برسر بدست آوردن آراي مردم باشد مي توان وسايل بهترين مثل تهديد استفاده كرد !! بهتر است از قول پرتغال فروش محترم بگوئيم : اي ملت صبوري كه كشك خودتان را دراين 20سال سائيديد! بدانيد و آگاه باشيد كه فقط و فقط ما 5000نفر ميتوانيم دلارهاي نفتي را طوري خرج كنيم كه هر سال كه مي گذرد مملكت ما مقامش چند درجه ديگر در بين ساير كشورها تنزل پيدا مي كند !! اين عيبي ندارد فقط كا في است اسم اين كار را بگذاريم مديريت مطلوب اصلاح گرايانه ! در نتيجه ، اين نحوه مديريت است كه الان دانشجوي ما از آينده خود بيخبر و بيمناك است ولي فارغ التحصيل ها تكليفشان روشن است ! مسافر كشي !!! ... بهترين شغل كه نه آقا بالا سر لازم دارد و نه تشريفات اداري و غيره . البته با قاچاق فروشي مشروع بين منطقه هاي آزاد خارجي و داخلي و شهرستانها هم مي شود كمك خرجي را در آورد!! . از اين بهتر چه مي خواهيد ؟ اگر مرگ مي خواهيد برويد گيلان ، ولي در آنجا پرتغال نخريد چون گران است و دون شان ملت شريف است كه با اينهمه اصلاح كه در زندگيشان شده از ديدن قيمت ميوه ور بپرد و نق و نوق كند . ما اين همه زحمت كشيديم تا مملكت بهشت شود و شما آرامش و آسايش داشته باشيد ... مي گوئيد نه ؟! از فرزندان ما 5000 نفر سئوال كنيد . به دور و برتان نگاه كنيد ، منزل فراوان است ولي گراني چه اهميتي دارد ؟ اتومبيل زياد است اما گران و بي كيفيت ، مگر مشكلي دارد ؟ گوشت و مرغ هم كه مواد مضري است و بهمين دليل قدرت خريد يك كيلو گوشت را كرده ايم برابر يك روز حقوق كارمندها كه اسيداوريك خونشان بالا نرود . ما فكر مردم هستيم و نگران متوقف شدن اين نوع مديريت هستيم كه در20سال اخير توسط ما انجام شده است . پس گوشهايتان را باز كنيد و به هر كه ما مي گوئيم راي بدهيد و بدانيد و آگاه باشيد كه دربين 70000000نفر جمعيت كشور آدم هاي لايقي كه جايگزين مديران فعلي باشند ، وجود ندارد . اگر هم باشند بجاي اينكه مثل ما اصلاح گري كنند سر شما و خودشان را با پائين آوردن قيمت هاي مسكن و پرتغال و گوشت و شهريه دانشگاه آزاد اصلاح مي كنند و آن وقت باعث توقف اين نوع اصلاح كه ما بلد بوديم و كرديم مي شوند ، در نتيجه كشور مي افتد به دست پاسبان ها و معلم ها كه شكمشان پر شده و ممكن است حرف هاي سياسي گنده گنده بزنند و اين براي ما 5000 نفر خوب نيست . میخائبل بل اف |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 15:8 توسط میخائیل بل اف
|
|
||