تبليغاتX
بلوف
بلوف
هاشمی و دانشگاه آزاد

 

این مطلبی که عرض می کنم، مخاطبش همان یک میلیون دانشجوی دانشگاه آزاد و چند میلیون نفر دیگری است که به هر نحو برادر، خواهر، فرزند یا دوست و رفیقشان در دانشگاههای آزاد تهران مرکز و شمال و جنوب و شرق غرب و بقیه اقصی نقاط کشور تا علی آباد کتول و رحیم آباد و ممسنی درس می خوانند و همین طور آن چند میلیون نفر دیگری که از سال 61 تا کنون پول به خزانه پاسداران دانشگاه آزاد ریخته اند و عمر در پشت نیمکت های شکسته مستقر در سوله ها و مرغ دانی های سابق نهاده اند تا تکه مدرکی به کف آرند و از قبلش نانی بر سفره بنهند و... البته ناگفته نماند که آن چند میلیون نفر دیگری هم که همراه خانواده هایشان در صف ورودی سال های آینده دانشگاه قرار گرفته اند، می توانند با مطالعه این سطور جایی برای آینده خود پیدا کنند.

همه شما می دانید که بانی اول این دانشگاه مردی قدرتمند بود که در طول سال های سال پشتوانه سیاسی و حکومتی مدل ارایه شده در دانشگاه آزاد قرار گرفته است.

همین حجت الاسلام اکبرهاشمی رفسنجانی خودمان است که یک روز دست عبدالله جاسبی و بروبچه ها را می گیرد و با کلی مقدمه چینی آنها را به خدمت بنیان گذار انقلاب می برد تا با کلی وعده های توخالی و داستان های تخیلی راه تولد نوزادی با اسم اسلامی و علمی که سر از ترکستان در آورد، هموار سازد.

دانشگاهی که قرار بود غیر انتفاعی باشد، به بنگاهی اقتصادی تبدیل شد و در حالی که شعار استفاده از منابع مالی مخاطبان را می داد، یک سر در توبره دوست و سر دیگر در آخور رانت های هزار جانبه احزاب و گروهها داشت بی آن که دست از جیب مردم مظلوم و تشنه پیشرفت کشورمان بیرون بکشد و طرفه آن که در میانه بازی های سیاسی، از دانشگاه بودن فقط میز و صندلی و اماکن دور افتاده و ارزان قیمتی را که به زحمت می شد جمع آنها را محیط آموزشی دانست، با خود داشت و از آزاد بودن تنها آزادی در آن چه که به نفع از ما بهتران پشت صحنه دانشگاه است (و نه آزدی فکر و اندیشه و فعالیت های دانشجویی) و از اسلامی بودن در بیشتر موارد  پیراهن های یقه آخوندی مدیران همراه با حاج آقایی مزین شده به تسبیح  وگاهی هم دفتر فرهنگی پر از آدم های ریاکار و خالی از اخلاص و اندیشه و عمل در چنته داشت.

البته، اطرافیان و تیم آقای هاشمی رفسنجانی غیر از دانشگاه آزاد، جزیره های مدیریتی دیگری نیز با همین جنس خلق نمودند که مناطق آزاد تجاری، شرکت های آزاد نفتی و بسیاری ... آزاد ... های دیگر از آن دسته اند، امّا مدل محسوس و ملموس دانشگاه آزاد، بهترین نمونه برای شناخت معنی توسعه در ادبیات «هاشمیست ها» وانواع مشابه آنهاست.

امروز که این یادداشت را می خوانید، بیش از چند روز به انتخابات نمانده است و بر اساس آمارهای موجود، هاشمی رفسنجانی از بالاترین رأی در میان کاندیداهای دیگر برخوردار است.

البته من و تو و همه آنهایی که صبح در اتوبوس در کنارشان ایستاده ایم و عصر در مترو همراهشان بازگشته ایم وهمه همکاران وهمکلاسی ها و هم محلی هایمان با نثار چند جمله آب دار به باعث و بانی رأی آوردن هاشمی، خودمان را تبرئه می کنیم و بعد هم عادت می کنیم که در تاکسی و هزار جای دیگر خودمان را با فحش دادن به باعث و بانی گرانی و بی عدالتی و تقسیم ناعادلانه ثروت و فرصت و هزار موهبت دیگر سبک کنیم و...

به  هر روی هاشمی دارد می آید، با همان هزار فامیل تکنوکرات وبا همان مدل توسعه اقتصادی که بنزین شش تومانی را به هشتاد تومان و دلار را به نهصد تومان رساند و همان برنامه های چندین ساله ای که راز پیشرفت را در ایجاد خودرو سازی کرمان و به فراموشی سپردن بچه های یتیم و مردم فقیر در پشت تابلوهای تبلیغاتی می داند و...

و من و تو در روز بیست و هفتم خرداد فرصت داریم تا خوب استراحت کنیم و فیلم سینمایی را تماشا کنیم و اگر دلمان خواست با خانواده به پارک برویم وهیچ اهمیتی ندهیم که هاشمی، جاسبی و... تمام آینده ما و فرزندانمان را در دست خواهند گرفت و خدمت همگان خواهند رسید. 

 

                                                                     میخائیل بل اف 

 

                                                                  

2 نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 19:19  توسط میخائیل بل اف  |