|
|
چرا به معين راي نمي دهم؟ |
|
|
من به مصطفي معين راي نمي دهم، اما اين راي از جنس راي ندادن به سيد محمد خاتمي و حتي اكبر 1- معين نزديك به 10 سال وزير آموزش عالي ايران بود، هم با تكنوكراتهاي دوره هاشمي ساخت و هم با ليبرالهاي دوره خاتمي، يعني با همه جور قشري كار كرد و دم هم برنياورد. برخي مي گويند تنها دست آورد معين در اين دو دوره تغيير نامه تابلوها و سربرگهاي وزارتخانه اش،آن هم به نامي غيرمرتبط و اشتباه بود و كار ديگري از دستش برنيامد. 2- اگر هم كاري كرد و استعفايي داد و رفت، امروز راحت مي توان قضاوت كرد كه بيشتر از آنكه نگران ناكارآيي سيستم باشد، طراحي هاي انجام شده برنامه تبليغات انتخاباتي اش را سر وسامان مي داده است. استعفايي كه با مروري دوباره، كمتر رنگ و بويي از حركتي اصلاحي و خدمانه دارد. 3- او براي تحليل شرايط سياسي حاكم بر فضاي جهاني، سياستي را برگزيده كه از پيش بازنده ميدان خواهد بود، به اعتقاد معين در بحران اتمي، اگر ايران تحت فشار قرار گرفت بايد سريعا غني سازي را متوقف كند و زمين بازي را عوض كند. حال آنكه در ديپلمسي حتي اگر جز توسل به اين روش راه معقول ديگري وجود نداشته باشد - و شايد در عمل هم چنين شود – اما رو كردن دست خود، يعني از بين بردن قدرت چانه زني و دادن امتياز، بدون دريافت امتياز متقابل. 4- درباره وضعيت نهضت آزادي هم معين داراي ديدگاههاي جالب توجهي است، به اعتقاد او اگر امام زنده بود،نظر خود را درباره اين گروه تغيير مي داد،ولي روشن نمي كند كه امام جز از جايگاه رهبري حكومت اسلامي چنين نظري داشته و آيا در اين زمانه بايد به نظر كسي جز رهبري نظام، براي اخذ اين موضع اتكا كرد؟ ثانيا مگر نهضت آزادي موضع خود را درباره مسايل مهم تغيير داده،كه بايد درباره آن تجديد نظر كرد – همان حزب، با همان نگرشها و انديشه ها،فعاليت مي كند و طبعا در برابر آن تغييري نيز ايجاد ني شود. 6- مصطفی معین سطح قابل توجهی در حوزه های فکری ندارد و از آزادی، تنها ارتباط آسان دختر و پسر و از عدالت تنها ورود به دانشگاه برایش مهم است. محدود کردن آزادی به همین حرف و نشناختن راههای اداره یک مجموعه کوچک ـ مثل یک وزارت خانه ـ برای کسی که ادعای اداره کشور در سر می پرورد، خنده دارتر از آن است که بشود به آن فکر کرد. 7- و دست آخر هم اينكه، معين در فضايي تناقض آميز به سر مي برد،از سويي مدام مي گويد از هيچ مقامي نه اجازه گرفتهو نه براي تاييد صلاحيت اش استمداد كرده و از سوي ديگر با عباراتي گنگ و دو پهلو، صدور حكم حكومتي رهبر انقلاب را نمادي براي ورود به عرصه انتخابات تلقي مي كند. وضعيت تناقض آميز كنوني،محصول رويكردي در ميان برخي مديران جمهوري اسلامي است، كه نمك را خورده و نمك دان را شكسته اند و تا روزي بر سبيل نظام هستند كه نظام همه گونه با آنها باشد. *** من به معين راي نمي دهم و بر اين باورم كه او اگر 100 روز هم براي ورود مجدد به عرصه تامل مي كرد، در ميزان آرايش تغيير شگفت آوري بروز نمي كرد. من به معين راي نمي دهم چون نمي خواهم ايران يك دوره بسيار پر تنش و درگيري را آغاز كند، چون او به صراحت يك رييس جمهمور حزبي است وهيچ چيزي را فراتر از محدوده هاي حزبي اش نمي بيند و نمي خواهد.
میخائیل بل اف |
||
|
2
نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 14:49 توسط میخائیل بل اف
|
|
||